غم که میاید .درودیوار شاعر میشود در تو زندانی ترین رفتار. شاعر میشود
می نشینی تو.مشق و خط تازه ای خطکش و برگ و قلم با .... شاعر میشود
تا زمانی با توام .انگار شاعر نیستم از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود
باز میپرسی:چه طوراینگونه شاعر شددلت؟ تو دلت را جای من بگذار .شاعر میشود
گرچه میدانم ..نمیدانی چه دارم میکشم از تو میگوید .دلم هر بار شاعر میشود
جمال تو کجاست تا هرروزي هزار بار برايت بميرمو و زنده شوم
مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
از جاده ي سه شنبه شب قم شروع شد
آيينه خيره شد به من و من به آينه
آنقدر خيره شد که تبسم شروع شد
خورشيد ذره بين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد
وقتي که آه من از شيشه ها گذشت
بيتابي مزارع گندم شروع شد
موج عذاب يا شب گرداب؟ هيچ يک
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگويم که ماجرا
از ربناي رکعت دوم شروع شد
در سجده توبه کردم و پايان گرفت کار
تا گفتم السلام عليکم... شروع شد
ياد بگيريم كه بگوييم چشم !
---------------------------
تاثير چشم هاي تو بيش از حد است ، نيست ؟!
اين قدر ها زياده روي هم بد است ، نيست ؟!

با پلك هاي زلزله خيزت قبول كن
از بين رفتن همه صد در صد است، نيست ؟!
هر كس به چشم هاي توايمان نياورد
آري به احتمال قوي مرتد است ، نيست ؟!
هر كس كه كوله بار دلش غير ياد توست
در امتحان خانه به دوشي رد است ، نيست ؟!
من با تو زوج مي شوم و فرد مي شوم
يك جمع دوستانه خودش مفرد است ، نيست ؟!
وقتی خدا بخواهد هدیه ای به شما بدهد ، آن را در مشکلی می پیچد ،
هر چه مشکل بزرگتر باشد ، هدیه شما بزرگتر است !
-----------------------------------
مجال گریه کم و حجم درد بسیار است
توقع تو از این روح سرد بسیار است

به خاطر تو گلی سرخ از کجا بخرم ؟
زمانه ایست که گل های زرد بسیار است
حرامی آمد و دار و ندارمان را برد
در این قبیله که می گفت مرد بسیار است ؟!
یکی از این همه دیوانه عاشق لیلی است
اگر نه وحشی و صحرا نورد بسیار است
بگو به کفتر خوش باوری که در راه است
به این محله نیا هرزه گرد بسیار است !
مرا به حال خود ای ابر مهربان بگذار
مجال گریه کم و حجم درد بسیار است
وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم
