تبليغاتX
تحفه درویش

در انتظارش بایستیم

آقا جان نیا ! 

نمیدونم چی شد که این جمله به ذهنم افتاد ونوشتم ...اما بعد از چند ثانیه دلم گفت:

صبرکن .عشق زمین گیر شود بعد بیا.....عاطفه در غل و زنجیر شود بعد بیا 

صبر کن شاعر این قافیه ی دردآلود..... پا به پای غزلش پیر شود .بعد بیا

صبر کن فرصت دیدار زیادست ..آقا......صبر کن ثانیه ها دیر شود بعد بیا

 

نوشته شده در هفتم شهریور 1386ساعت 19:40 توسط فقیر| |
                                                                                          روسیاه

 

 

 

 

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را

              ***

با همه لحن خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
ای نگهت خاستگه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما

---------------------------------------------------

نوشته شده در هفتم شهریور 1386ساعت 19:25 توسط فقیر| |

  من يک جزيره بوده ام از عشق تا جنون

 

  ساحل ترين کرانه برای عبور خون

 

  يک بی کرانه وسعت دريای درد بود

 

  از مرز اين جزيره متروک تا جنون

 

  تقسيم عادلانه جغرافيای صبر

 

  از اين جزيره ساخته يک کوه تا کنون

 

  تقديم عاشقانه دريا به آسمان

 

  اين راز انتظار، همين سقف بی ستون

 

  با جذر انتظار و با مد يک حضور

                

  يک سيزده ستاره و يک  ماه با شگون

  

  درياست راه ماه، همين جا کنار ما          

 

  ما هم همان جزيره کوچک، همان سکون

نوشته شده در ششم شهریور 1386ساعت 14:19 توسط فقیر| |

دل

شاعر بیاورید !

سر ارادت ما و آستان شه توس

که هر چه بر سر ارادت ما می رود ارادت اوست

نوشته شده در ششم شهریور 1386ساعت 14:16 توسط فقیر| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir