هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال میکند
هی با شماره های غلط
زنگ میزند آن وقت
من اشتباه میکنم و او
با اشتباه های دلم
حال میکند
*
دیروز یک فرشته به من گفت:
تو گوشی دل خود را بد گذاشتی
آن وقت ها که خدا به تو زنگ میزد
آخر چرا جواب ندادی؟
چرا برنداشتی؟
*
یادش به خیر
آن روزها مکالمه با خورشید
دفترچه های کوچک ذهنم را
سرشار خاطره میکرد
امروز پاره است
آن سیم ها که دلم را
تا آسمان مخابره میکرد
*
اما
با من تماس بگیر خدایا
حتی هزار بار
وقتی که نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار.
*
*
*
توکلت علی الحی الذی لایموت، والحمدلله الذی لم یتخذ ولداً، ولم یکن له شریک فی الملک، و لم یکن له ولیٌ من الذل و کبره تکبیراً
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال میکند
هی با شماره های غلط
زنگ میزند آن وقت
من اشتباه میکنم و او
با اشتباه های دلم
حال میکند
*
دیروز یک فرشته به من گفت:
تو گوشی دل خود را بد گذاشتی
آن وقت ها که خدا به تو زنگ میزد
آخر چرا جواب ندادی؟
چرا برنداشتی؟
*
یادش به خیر
آن روزها مکالمه با خورشید
دفترچه های کوچک ذهنم را
سرشار خاطره میکرد
امروز پاره است
آن سیم ها که دلم را
تا آسمان مخابره میکرد
*
اما
با من تماس بگیر خدایا
حتی هزار بار
وقتی که نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار.
*
*
*
توکلت علی الحی الذی لایموت، والحمدلله الذی لم یتخذ ولداً، ولم یکن له شریک فی الملک، و لم یکن له ولیٌ من الذل و کبره تکبیراً
نوشته شده در سی و یکم فروردین 1388ساعت 3:5 توسط فقیر|
|
به نام عشق
روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده ام
بسکه خود را در دل آیینه غمگین دیده ام
مو سپیدم مو سپیدم موسپیدم مو سپید
گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام
آه یک چشمم زلیخا آن یکی یعقوب شد
حال یوسف را ببینم با کدامین دیده ام؟
آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند
یادم آمد، من تورا روز نخستین دیده ام
بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود
ابن سیرین را خبر کن، خواب شیرین دیده ام.
سیدحمیدبرقعی
نوشته شده در دوازدهم فروردین 1388ساعت 2:56 توسط فقیر|
|
