تبليغاتX
تحفه درویش - سهراب،بعد تو آب را.....!!!
آب را گل نکنیم...
یاد آن روز که سهراب گفت:

"آب را گل نکنیم،در فرو دست انگار کفتری می خورد آب"

من کنار برکه کفتری دیدم آب خون می خورد

سره ای دیدم،پر خود می شست

نه به آب لب جوی

سره ی بیچاره،

غوطه ور در خون،

دست درویش دگر خرده نانی که ندارد به کنار

دست او

از سرما،روی دست افتاده

زن زیبایی نیست که بیاید لب رود

کوزه را پر کند و برگردد

زن زیبا کنون

در به در،پی یک لقمه ی نان

و هم اکنون نه گوارا این آب نه زلال است این رود

مردم بالادست نه صفایی دارند

نه به اندازه ی یک نقطه کوچک عشقی

چه دهی آنجا بود

کوچه باغش پر موسیقی

سالیانی پیش تر،مردم سر رود

آب را می فهمیدند

رفت از خاطره ها

قصه زندگی آب روان

سهراب،بعد تو آب را گل کردند...
نوشته شده در سی ام خرداد 1388ساعت 1:47 توسط فقیر| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir